بازی در بزرگسالی:راز خوشحالی های فراموش شده
بازی، واژهای که در ذهن اکثر ما با دوران کودکی گره خورده است. اما آیا واقعا با بالا رفتن سن، نیاز ما به بازی تمام میشود؟
نه تنها پاسخ منفی است، بلکه تحقیقات علمی جدید نشان میدهند که بازی در بزرگسالی میتواند یکی از مهمترین ابزارها برای افزایش شادی، کاهش استرس، و تقویت خلاقیت باشد.
در این مقاله، با نگاهی عمیق به مفهوم «بازی در بزرگسالی» میپردازیم و بررسی میکنیم که چطور میتوان آن را به بخشی از زندگی روزمره تبدیل کرد تا دوباره شادی را، آگاهانه تجربه کنیم.
بازی در بزرگسالی چیست؟
برخلاف تصور عمومی، بازی در بزرگسالی به معنای کودکانه رفتار کردن نیست.
بازی میتواند هر فعالیتی باشد که داوطلبانه، هدفمحور، همراه با لذت، و خارج از فشارهای وظیفهای باشد.
مثالهایی از بازی برای بزرگسالان:
- شرکت در بازیهای گروهی ساده مثل «اسمفامیل»
- انجام تئاتر بداهه یا نقشآفرینی خلاق
- رقصهای آزاد و بیقالب مثل ایرودنس
- بازیهای تخیلی یا حرکتی در کلاسهای شادیمحور
برای خواندن یکی دیگر از مقالات مرتبط با این موضوع سایت ما روی لینک کلیک کنید.
بازی و مغز انسان: چه اتفاقی میافتد؟
تحقیقاتی در دانشگاه استنفورد و ییل نشان دادهاند که بازی فعالانه در بزرگسالی باعث تحریک قشر پیشپیشانی مغز، افزایش ترشح دوپامین، و کاهش سطح کورتیزول (هورمون استرس) میشود به زبان سادهتر، بازی مغز را شاد میکند.
حتی فعالیتهایی مثل پانتومیم، طنزگویی یا نقشآفرینی باعث تحریک بخشهایی از مغز میشوند که با «انعطاف ذهنی» و «حل مسئله» در ارتباطاند.
همچنین برای خواندن مقالات بیشتر روی لینک کلیک کنید.
بازی و ارتباطات انسانی
وقتی در یک بازی گروهی شرکت میکنیم، احساس «همدلی» و «تعلق» به شدت افزایش مییابد.
از خندههای مشترک گرفته تا رقابت دوستانه، همه چیز در بازی باعث میشود دیگران را نه بهعنوان غریبه، بلکه بهعنوان همراه ببینیم.
مثلا در یکی از کلاسهای شادیپژوهی، بازی سادهی «دروغ یا واقعیت؟» باعث شد شرکتکنندهها در کمتر از ۱۰ دقیقه صمیمیتر بشن و خندههایی شکل بگیره که تو کلاس رسمی نمیدیدیم.
اگه بخوام یک خاطره شخصی از زبان یکی از شاگردام که شخصیت جدی داشت براتون بگم :
«من همیشه فکر میکردم بازی وقت تلف کردنه و برای بچه هاست ولی وقتی برای اولین بار در کلاس بازی با صندلی شرکت کردم (بازیای که باید وسط اتاق بایستی و وانمود کنی صندلیای هست که نیست)، خجالت کشیدم، خندیدم، و در نهایت حس عجیبی از آزادی درونی داشتم. اون روز فهمیدم شادی همیشه در بازیهای جدی نیست، گاهی فقط باید کمی خجالت رو کنار گذاشت.»
پیشنهادات عملی برای آوردن بازی به زندگی روزمره
- یک شب در هفته را به بازی گروهی با دوستان اختصاص دهید (بردگیم یا بازیهای گفتگویی)
- در محل کار، بین جلسات، بازیهای سبک و خندهدار برای تخلیه استرس معرفی کنید
- اگر فرزند دارید، با او بازی کنید،اما مثل یک همبازی، نه فقط مربی
- از کلاسهای شادیمحور مثل ایرودنس، تئاتر بداهه یا بازیهای خلاق در مجموعههای مثل شادیپژوهی استفاده کنید
حالا بیاین به یه سری سوال که ممکنه تو این مقاله براتون ایجاد بشه پاسخ بدیم
۱. آیا بازی در بزرگسالی باعث عدم جدیت یا بیاعتباری ما نمیشود؟
برخلاف تصور رایج، توانایی بازی کردن نشانهای از هوش هیجانی بالا، ذهن باز و انعطافپذیری روانی است.
۲. اگر خجالتی باشم، چطور بازی کنم؟
شروع با بازیهای ساده و غیررقابتی (مثل بازیهای داستانی یا هنری) در جمعهای کوچک پیشنهاد میشود.
۳. آیا بازی کردن زمان تلف کردن است؟
اگر خروجی بازی احساس شادی، ارتباط، خلاقیت و کاهش فشار روانی باشد، نه تنها زمان تلف نمیکنید، بلکه دارید حال روانیتان را سرمایهگذاری میکنید.
در نهایت اینکه: بزرگتر شدن نباید پایان بازی باشد
همه ما بزرگ میشویم، ولی دلیل ندارد که بازی را کنار بگذاریم. بازی در بزرگسالی یک قدرت فراموششده است؛ راهی برای بازگشت به خودِ شاد، رها، و متصل.
در مجموعهی ۳۷ درجه، ما باور داریم بازی، مثل تنفس، نیاز هر روزهی ماست،نه فقط برای تفریح، بلکه برای زندگی.
ما در تعقیب خوشحالیایم؛ و گاهی این تعقیب از دل یک بازی ساده شروع میشود.



بسیار عالی و مفید
ممنونم از نظرتون ، خوشحالیم که براتون مفید بوده
بسیار عالللللیییییی
ممنونم از نظرتون ، خوشحالیم که براتون مفید بوده